اساس دانش، قدرت تشخيص اخلاقي و نماياندن پسنديده آن و ريشه كن كردن ناپسند آن است . [امام علي عليه السلام]

راه دل

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ با اين همه دل(جمعه 23 فروردين 1387 ساعت 10:16 عصر )

 دوستان عزيز سلام


 


انسان موجودي است با ابعاد وجودي متفاوت که هرکدام نيازها و تمايلات خاص و متناسب خود را دارد. پاسخ به نيازهاي ابعاد وجود انسان از آن جهت مشکل مي باشد که بين آنها هماهنگي وجود ندارد و بخش هاي وجود آدمي هر کدام تمايلي دارند متفاوت. جسم تمايل به خوراک هايي دارد که علم پزشکي بسياري از آنها را براي سلامت انسان زيانبار ميداند، ذهن نيازمند آرامش و رهايي است که اينهم با رسيدن به موقعيت ها مادي و مالي و کسب موفقيت هاي احتماعي در تناقض است.


در اين ميان دل بيچاره دلبري مي خواهد نديم، رفيقي مي خواهد شفيق که اين ويژگي ها در دلبران ناياب است...


در يک کلام اگر ابعاد وجودي انسان را رها کنيم هر کدام انسان را به سمت و سويي متفاوت مي برند...


دوست من سعادت انسان در ايجاد تعادل بين اين نيازهاي متفاوت و گوناگون است. اگرچه در اين صورت هيچکدام از اين نيازها بطور کامل ارضاء نخواهند شد ولي بطور نسبي به همه آنها خواهيم پرداخت.


  نکته حائز اهميت آن است که در تقابل و برخورد نيازها گاهي مجبور به انتخاب ميباشيم، در اين صورت شايد بهترين و مناسب ترين ملاک براي برتري و انتخاب در نظر گرفتن نسبت سهم آن بخش يا بُعد از کل وجود انسان مي باشد. دانشمندان عقيده دارند که بعد فيزيکي انسان حدود يک درصد از وجود آدمي را تشکيل مي دهد!...


در مرحله بعد عواطف و احساسات و نيازهاي عاطفي است که سهم بيشتري را بخود اختصاص داده است و بخش اعظم وجود انسان متعلق به ذهن و روح مي باشد.


 اين همه نيازمند تفکر در ابعاد وجود آدمي است از آنجا که ذهن فرمانده وجود آدمي است و جسم ابزاري در دست ذهن مي باشد براي ايجاد تعادل در ابعاد وجود بايد از قدرت ها و توانايي هاي ذهن استفاده کنيم...


 


منبع : شاهوار دات نت ---- www.shahvar.netمنبع : شاهوار دات نت ---- www.shahvar.netمنبع : شاهوار دات نت ---- www.shahvar.net


 


 


» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ سال نو مبارك(چهارشنبه 29 اسفند 1386 ساعت 11:30 عصر )

يک جرعه اي  ؛ يارب بنوشانم ز ( تسنيم )  ....


دوستان و همراهان عزيز سلام


سالي  ديگر از عمر گرانمايه گذشت و باز هم به نوروز رسيديم، در كنار تمام زبياييها، لطافت و سر سبزي نوروز و آداب و رسوم زيبايش دست دعا بسوي آستان بي نياز حضرت دوست مي گشائيم و از حضور گرمش مي خواهيم در اين سال همواره در  همه لحظات  در كنارمان باشد و دستان گرمش را همواره بر شانه هاي كوچكمان نگه دارد و حضورش را در گوشمان زمزمه كند تا فراموش نكنيم كه چه همراه مهربان و عزيزي داريم.


مهربانا


در لحظه تحويل سال ما را هم متحول كن و حال ما را به بهترين حالها تعقيير ده


عزيزا


جان ما را  همراه طبيعت زنده و سر سبز گردان


معبودا


در اين سال توفيق عنايت بفرما كه از خود بگذريم، سر از لاك غفلت بدر آوريم و دنيا را با نگاهي نو ببينيم، نگاهي متفاوت و مثبت، زيباييها را ببينيم اگر چه همه لحظه ها زيبا هستند فقط بايد اگاه و تسليم باشيم.


توفيق بده نعماتت را درك كنيم اگرچه همه لحظات نعمت هستند اگر ما قادر به ديدن باشيم.


ياريمان كن لحظات مبارك مانند لحظه تحويل سال را درك كنيم اگرچه همه لحظات مباركند.



*  *  *  *


عشق مهمان نگاهت هر دم


وصل آنسوي دعايت هر دم


دم بدم شادي و بهروزي و نور


تا ابد غرق وجودت هردم


*  *  *  *



هر روزتان نوروز


 


» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ شيطان(جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 10:43 عصر )

آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند.
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز
وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت
کند که عقيده به مذهب افسانه وخرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.


مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست.


هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد.


 صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد."


شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا ...........
ادامه داد تا ثابت کرد که تاريکي ار نبود نور است.
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا, شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."..
و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد
آن شاگرد کوچک آلبرت انيشتين بود


 


» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ شام غريبان(يكشنبه 30 دي 1386 ساعت 12:8 صبح )

شب شام غريبان حسين است


تمام عرش در دامان حسين است


بروز واقعه مردان ايثار


سراسر جان به قربان حسين است


دگر اين شب سحر از پي ندارد


که خورشيد جهان بي سر حسين است


علمدار سپاه کربلا رفت


سر ماه بني هاشم بدامان حسين است


يکايک ياوران خفتند در خاک


که بي ياورترين شاهان حسين است


بدشت نينوا غوغا است امشب


که زينب در غم خون حسين است


که باور مي کند در قتل گاهي


لب تشنه تن زخمي و عريان حسين است


چو زينب بي برادر گشته امشب


لبش نالان به ذکر يا حسين است


يتمان را پرستاري کند او


چو جانش پاک نالان حسين است


همه کوهها خجل در استواريش


چو خواهر جان، بجانان حسين است


نمي دانم که اين اعجوبه صبر


همان بي تاب هجران حسين است


بلي در دامن پاک علي بود


که همدم مونس جان حسين است


چه باشد انتظار از آغوش زهرا


به غير از زينب و جان حسين است


» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ پيش پاي شوق، زنجيري مکن(جمعه 21 دي 1386 ساعت 12:32 عصر )

 


 



 


گذشتن از پوسته دين و رسيدن به لبّ و لبابِ مکتب انبيا، در گرو معرفت والاتر و جان پاک‌تر و عشق برتر به «هستي آفرين» است.


در مکتب وحي، آنچه بيشترين و بالاترين جايگاه ارزشي را دارد، «عشق به خدا» است. اين محبت، از معرفت سرچشمه مي‌گيرد و آن که خدا را شناخت، در او فاني مي‌شود و محبت آن محبوب ازلي و ابدي، سلطان اقليم وجودش مي‌شود و اوست که فرمان مي‌راند و عبد، عاشقانه و مشتاقانه اطاعت و امتثال مي‌کند.


بعد عرفاني دين، دلدادگي ويژه‌اي است که ميان بنده و خالق پديد مي‌آيد و نتيجه آن، «صبر»، «رضا»، «تسليم»، «شوق»، «اخلاص»، «يقين»، «اطمينان نفس»، «قرب به حق»، و اين‌گونه جلوه‌هاي مقدس است. در سايه اين تجلي الهي است که بنده، «خود» را نمي‌بيند و جز «او» را نمي‌شناسد و جز «پسند» او را نمي‌جويد.


عاشورا، به جز بعد حماسي و ظلم‌ستيزي و قيام براي اقامه عدل و قسط، بعد عرفاني دارد و متعالي‌ترين درس‌هاي عرفان ناب را مي‌آموزد و جز در کربلا - و صحنه‌هاي الهام گرفته از عاشورا - کجا مي‌توان تلفيق حماسه و عرفان را يافت؟


برخي از مولفان و مقتل نويسان هم که به حادثه عاشورا پرداخته‌اند، يا شاعراني که عاشورا را به نظم کشيده‌اند (همچون عمان ساماني در گنجينة الاسرار) از بعد عرفاني به اين حماسه نگريسته‌اند. پيام عرفاني عاشورا، راه و رسم سلوک خداپسندانه و منطبق با «خط پيامبران و امامان» را بيان مي‌کند و خط بطلاني بر عرفان صوفي منشانه و دور بودن از صحنه حق و باطل و عمل به تکليف اجتماعي است.


از والاترين و زلال‌ترين حالات جان آدمي، عشق به کمال مطلق و معبود حقيقي، خداي متعال است. پيشوايان الهي اين عشق را در بالاترين درجه‌اش داشتند. نحوه حيات و شهادتشان نيز گوياي آن است.


صاحبان چنين عشق‌هايي، براي خود، تعيّني نمي‌بينند و پيوسته در انتظار لحظه رهايي از قفس تن و زندان خاک و پيوستن به خداوندند. چنين عشقي «فناي في الله» را هم در پي دارد و اين فنا و جذبه، سبب مي‌شود که جز ذات احدي و جز رضاي خالق، چيزي را به حساب نياورد و از هر چه که مانع اين وصال گردد، بگذرد. گذشتن از همه چيز براي خدا، يکي از جلوه‌هاي همين عشق عرفاني به خدا است. فدا کردن جسم براي تعالي جان، جلوه ديگر آن است.ادامه مطلب...

» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ عيد غدير مبارك(پنجشنبه 6 دي 1386 ساعت 9:51 عصر )

غدير


غدير، تنها نه به عنوان «روزى تاريخى‏» ، بلكه به عنوان يك‏«عيد اسلامى‏» مطرح است. عيد بودن آن نيز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها بايد آن را عيد دانست، بلكه بايد آن راعيد گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظيم شعائر دينى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در اين روزعظيم، همواره زنده بماند و سيره معصومين(عليهم السلام)احياگردد.


همه اين ويژگيها براى اين روز بزرگ، موقعيتى والا و ارزشمندپديد آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پيروآنان بودند، از موقعيت اين روز شادمان بودند. مقصود ما از«عيدگرفتن‏» اين روز نيز همين است. خود حضرت رسول نيز به اين‏نكته اشاره و تصريح فرموده است، از جمله در روايتى كه‏مى‏فرمايد:


«روز غديرخم، برترين اعياد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدايتگر براى امتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله اوراهنمايى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دين راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دين، برايشان پسنديد.»


» مشتاق مهجور
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ محبوب ازلي (جمعه 23 آذر 1386 ساعت 9:13 عصر )


محبوب ازلي و ابدي­ام سلام


مهربان هميشه دستگيرم سلام


معبودا


آموختن و آزمودن، درس گرفتن و رشد کردن و به شناخت رسيدن را هدف حضور در اين فناکده خاکي قرار دادي و در راه آموختن و آزمودن مصائبي قرار دادي تا گوهر وجود آدمي در کوران آن جلا يابد و ناخالصيهاي وجود پالايش گردد و وجود انسان طلا گردد، طلايي ناب، و در اين راه از چشيدن ناملايمات و تحمل مشکلات گريزي نيست...


سپاس بيکران تو را سزاست که اين مشکلات و ناملايمات را در راه انسان قرار دادي تا با گذر از آن، مسير رشد را سريعتر بپيمايد...