
امشب سر باريدن خون از دل مجنون دارم
هوس سوختن از باي به سر، چون دارم
تا ابد مهر تو بر دل نقش است
دم بدم ناله و افغان زگردون دارم



دلا خو کن بتنهايي که دلبر بهتري دارد
بخوان اشعار زيبايش که او قصد بدي دارد
چنان بايد بسوزي، اي دل نادان و بي ارزش
که محبوبت نداند بي دلي، خاکستري دارد

سحر با ياد رويش دل دعا دارد
دو چشمانم به کويش نهرها دارد
چه کردم من نمي دانم خدايا
که دور از چشم او جان ناله ها دارد
نام: | |
ايميل: | |